Malihe Rostami

منو

مختصات زن بودن

این روزها، پیچیدگی بنیادی زن بودن در پس تمامی پدیده های فکری و ذهنی، سازنده نوعی نگرش چالش برانگیز مقایسه ای شده است که در مرور روش شناسی واژه زن، تعابیر مختلفی به همراه دارد که به طور سلسله وار منطق بازساخته تعارض های اجتماعی را تداعی می کند به طوری که زنجیره چالش های متعارض راه به جایی نمی برد و اسناد ترسیم این خوی و خصلت زیبا از بین رفته و نقش نهاد زنانه در اذهان فیلسوف مآب تبدیل به ماروپله ی آزاردهنده ای شده است که در انتها حس تهاجم و جنگ نابرابر را منتقل می کند.
مجموعه “مختصات زن بودن” با بهره گیری از بافت ترسیمی خودجوش، به خلق حس و حال های فراموش شده، مرور نقش و تعاریف مختلف و تحکیم منطق متعارف زن بودن پرداخته است تا با انتقال مضامین اصلی، اذهان مخاطب را معطوف به مسیر بی انتهای پیش رو کند. در هر اثر از این مجموعه تعبیری پیش آگاهانه از این مفهوم معلوم مجهول به عنوان بخشی از جامعه بدون محدودیت زمان، مکان و حتی محدوده جغرافیایی نمایش داده شده است تا بدین ترتیب دغدغه های تغییر مسیر تفاسیر موجود از زن بودن را مطرح نماید.
آنچه به نظر می رسد حوادث اجتماعی مترتب بر موضوع زن بودن، حاصل جمع اعمال افرادی است که در بطن جامعه بر اساس محاسبات به نظر عقلانی اقدام به تفسیر بر مبنای منطق خویش می نمایند و نتیجه مقایسه بی حساب و کتاب نهاد زن روز و رسالت زن بودن در اذهان، مولد ناموزونی خواهد بود که نه تنها صعود از نردبان ترقی را در پی نخواهد داشت بلکه پر از خالی شدن و سقوط از نیش مار مدرن تمدن به سمت سکوی اول حرکت را به همراه خواهد داشت و این بازی بی انتها همچنان ادامه می یابد.